السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

11

تفسير الميزان ( فارسي )

اين را بدين جهت گفتيم تا فساد گفتار بعضى « 1 » روشن گردد كه گفته‌اند : « زكريا در جمله * ( » فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي . . . « ) * از خدا كسى را خواسته كه قائم مقام و وارث او باشد چه فرزند و چه غير فرزند » . و همچنين گفتار بعضى « 2 » ديگر كه گفته‌اند : « او از فرزنددار شدن از همسرش مايوس بود ، و لذا از خدا كسى را خواست كه از او ارث ببرد و قائم مقام او شود هر چند از ساير مردم باشد » . و وجه فساد آنها اين است كه آيه سوره آل عمران صريح در اين است كه فرزند خواسته ، چون گفته است : « رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً » « 3 » - علاوه بر اينكه تعبير به عبارتى مانند : « هب لى » خود مشعر به نوعى ملكيت است كه زكريا مالك آن شود و با ساير مردم سازگارى ندارد ، چون معنا ندارد زكريا مالك مردم بيگانه شود ، و اگر منظور آن بود كه اين مفسرين پنداشته‌اند جا داشت بگويد : « اجعل لى وليا - وليى برايم قرار ده » هم چنان كه در آيه 75 سوره نساء فرموده : « وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً » « 4 » . از اينجا اين معنا روشن مىشود كه مراد از جمله * ( « وَلِيًّا يَرِثُنِي » ) * فرزند پسر است ، هم چنان كه در سوره آل عمران از آن به ذريه تعبير فرموده ، پس منظور از « ولى » ذريه اى است كه ولى در ارث است ، و بىشك متبادر به ذهن از ارث همان ارث بردن ما ترك ميت از اموال و اسباب زندگى است ، حال يا به خاطر اينكه اين كلمه حقيقت در همان ارث مالى است ، و در غير مال مجاز است ، چنانچه مىگويند فلانى علم و شجاعت و زهد و ساير صفات معنوى را از پدرش ارث برده . و يا به خاطر اين است كه به ارث مال انصراف دارد هر چند كه در ارث صفات هم حقيقت باشد . پس به هر حال لفظ ، ظاهر در وراثت مال است ليكن با انضمامش به ولى متعين مىشود كه مراد از وارث تنها همان فرزند است ، جمله * ( « وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي » ) * كه قبل از جمله مورد بحث بود - به بيانى كه به زودى خواهد آمد ان شاء اللَّه - اين ظهور را تقويت مىكند . و اما گفتار آن مفسرى « 5 » كه گفته « مراد از آن ارث نبوت است ، و زكريا از خدا خواسته كه به او فرزندى دهد كه نبوت را از او ارث ببرد » گفتارى است كه مطلب چند سطر قبل ، آن را دفع مىكند ، چون در آنجا گفتيم كه محرك و باعث زكريا به دعا آن كرامتى بود كه از

--> ( 1 ، 2 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 62 . ( 3 ) پروردگارا مرا از ناحيه خود فرزندى و نسلى پاك ببخش . سوره آل عمران ، آيه 38 . ( 4 ) و از ناحيه خودت سرپرستى برايمان بفرست و يا از جانب خود يار و مددكارى برايمان قرار ده . ( 5 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 184 ، به نقل از ابو صالح .